الشيخ عباس القمي

335

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

خانه از حضرت خليل الرحمان عليه السّلام بوده پس از آن از حبيب خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و بعد از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام بوده در عهد حجاج ، چنان كه در حج كافى بيان شده است : پس سيد به درگاه الهى تضرّع بسيار نمود كه اين فضيلت براى اهل حق واقع شود . اتفاقا در همان ايام مرد مسكينى در خواب ديد كه جنازهء حضرت ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام در مقابل كعبه گذاشته شده و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جميع پيغمبران عليهم السّلام بر آن نماز گذاشتند . پس حضرت به سيد فرمود كه ، تابوت را بگير و در جوف خانه دفن كن . چون آن مرد اين خواب را براى سيد نقل كرد سيد تعبير كرد كه امام را دفن نمىكند مگر امام و منصب دفن ابو عبد اللّه الحسين مال امام زين العابدين است پس اين خواب اشاره است به اين‌كه وضع اساس خانه كه از مناصب آن جناب بوده به من تفويض شده . پس اطمينان قلب پيدا كرد ، و در سه‌شنبه سيم جمادى الآخره سنهء 1040 شروع كردند در هدم تتمهء خانه و سيد هم داخل در بنايان شده بود و تمام خانه را خراب كردند مگر ركنى كه در آن حجر الاسود است كه الواح خشب آوردند و دور حجر قرار دادند كه او را محافظت كند و در شب يك‌شنبه 22 امر مستقر شد كه صبح فرداى آن شب شروع شود به تأسيس خانه . سيد آن شب را تضرّع بسيار نمود و از خدا خواست كه او مؤسس خانه شود و پيوسته فكر مىكرد كه با حضور شريف و شيخ الحرم و قاضى و وكيل و علماى مكّه و خدّام خانه ، چگونه مرا خواهند گذاشت كه اين امر را انجام دهم ، پس در وقت سحر غسل كرد و داخل مسجد شد چون وقت نماز صبح گرديد حاضر نشد از امر الهى و اعجاز ائمه عليهم السّلام مگر مباشر و بعض عمله . سيد فرموده چون مباشر مرا ديد گفت : يا سيد زين العابدين بخوان فاتحه . پس فاتحه خواندم پس از آن دعاى موسوم به سريع الاجابهء مروى در كافى را خواندم كه اولش اين است : « اللهمّ إنّى أسألك باسمك العظيم الأعظم الأجل الأكرم المخزون المكنون » . الدعاء . و دعا كردم به سلطان ، و قصد كردم به سلطان ، حجت خدا امام عصر - عجل اللّه فرجه الشريف - را و گرفتم حجر مبارك ركن غربى را و به من داد محمد حسين ابرقوئى - كه يكى از صلحا بود - تاس ساروج را پس ريختم آن را در زاويهء ركن غربى و پهن كردم و گفتم : بسم اللّه . و گذاشتم حجر را